اعمال قانون!
بریدگی را که می پیچم پلیس سوت می زند و تابلوی ایست را بالا می برد .بچه ها می خندند.مریم می گوید:.خانم سویچ ماشین می ره پارکینگ برای اعمال قانون .خنده بازاری است.پیاده می شوم با مدارک .افسر با لحن آرامی می گوید:خانم اینجا دور زدن ممنوعه.تابلو رو ندیدید؟مستاصل جواب می دهم :تا هفته پیش نبود .من همیشه از این بریدگی دور می زنم.با خودکار گوشه چشمش را می خاراند و می گوید :به خاطر تصادفایی که تو این بریدگی می شد دو سه روزه دور زدن ممنوع شده.درهر صورت پنجاه تومن جریمتونه.ملتمسانه می گویم :حالا نمی شه کمتر بنویسید؟آرام می گوید:می شه اصلا ننویسم .باحیرت نگاهش می کنم:یعنی چی؟لبه کلاهش را بالا می برد می گوید:پونزده تومن!پیشنهاد وسوسه کننده ایست .پانزده هزار تومان در برابر پنجاه هزار تومان .ناگهان حدیثی که بابا همیشه می خواند توی ذهنم جرقه می زند .الراشی والمرتشی کلاهما فی النار .با سر به برگه جریمه ها اشاره می کنم و با خشم می گویم :بنویس!
سوار ماشین که می شوم مریم می گوید:دقت کردید پلیسه اعمال قانون شد؟!!
پی نوشت 1:رشوه دهنده و رشوه گیرنده هر دو در اتش جهنمند .
پی نوشت 2:درهر قشری خوب و بد وجود دارد .درست مثل قشر روحانیت .خدمات افسران وظیفه شناس راهنمایی رانندگی را ارج می نهیم.
+ نوشته شده در شنبه ۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت 22:36 توسط میس طلبه
|
این جا می توانی خودت باشی خالی از رنگ ،سفید سفید!!