این عکس باباست توی کمیته مشترک ضد خرابکاری که به دیوار اتاقش نصب شده.بابا گاهی روبه روی این عکس می ایستد و با خودش حرف می زند .بابا از ان روزها هیچ چیز نمی گوید .فقط کمتر برای زن ها روضه می خواند چون از صدای گریه و ناله زن ها بدش می اید .دلیلش را خوب می شود فهمید.بابا از ان روزها زخمی کهنه دارد که هر ازگاهی سر باز می کند و ازارش می دهد.حالا هر وقت که حرف از حضور در مراسمی می شود که به نوعی برای تایید انقلاب است تحت هر شرایطی شرکت می کنم.

به خاطر سکوت معنا دار بابا !

به خاطر زخم کهنه بابا!