خدا حافظ سحرهایی که یادمان رفت ساعت را کوک کنیم و خواب ماندیم.
خداحافظ سحرهایی که غذا را نوش جان کردیم و بعد فهمیدیم ده دقیقه است که اذان گفته.
خداحافظ روزهایی که افطار دعوت بودیم و از اول صبح ذوق می کردیم.
خداحافظ افطارهایی که مهمان داشتیم و تا خود اذان مغرب جان کندیم.
خدا حافظ روزهایی که از فرط تشنگی به مرز دیوانگی رسیدیم.
خداحافظ روزهایی که از شدت گرسنگی به حال غش و ضعف افتادیم.
خداحافظ فشارهای افتاده و چشم های گود رفته.
خدا حافظ لباس های گشاد شده ورژیم های تکرار نشدنی.
خداحافظ اش دوغ خالجون و اش رشته مامان.
خدا حافظ التماس دعاهای میس کالی سحر و افطار.
خداحافظ چرت های وسط جوشن کبیر.
خداحافظ تاکسی های صلواتی شب های قدر و دم افطار.
خداحافظ خواب های تا یازده صبح.
خداحافظ قیلوله های تا پنج بعد از ظهر.
خداحافظ زولبیا بامیه.
خداحافظ رمضان.دلمان برایت تنگ می شود .کسی چه می داند شاید دیگر ندیدیمت .
زمستان رفت ،خدا قوت رو سفیدان رمضان.
