تبليغاتX
میس طلبه بلاگ

میس طلبه بلاگ

گاه و بى گاه نوِِِشته های یک میس طلبه!
جنجال دو جنسی ها!

"مگر می شود بازیکنانی قوی هیکل ،با سرعت بالا ،صدای بم وظاهری شبیه مردان را که فقط شبیه به زنان روسری سر می کنند دیدو گفت دو جنسی در فوتبال زنان وجود ندارد."

این را یکی از سر مربیان شاغل در لیگ فوتبال زنان که نخواست نامش فاش شود گفته.ماجرا این طور لو می رود که در بازی تیم های عقاب مازندران و شن سای ساوه یکی از بازیکنان  عقاب که از چالاکی دروازبان شن سای کفرش در امده  بود او را متهم به هرمافرودیت که همان دو جنسی خودمان می شود کرد.  قرا رمی شود موضوع درفدراسیون بررسی شود که ان هم به طور مرموزی مسکوت می ماند..قربان خدا بروم که هیچ کدام از خلایقش را بی هدف نیافریده.من نمی دانم ترس فدراسیون به خاطر چیست؟خوب بالاخره این دو جنسی ها باید یک کاربردی داشته باشند دیگر .کجا بهتر از اینجا؟

حالا باز جای شکرش باقی است که این دو جنسی ها از زن بودن یک چیز هایی را دارند .ما می ترسم از روزی که علی کریمی ها  حمید استیلی ها وطهما سبی ها و خدابنده لو ها  چادر چاقچور کنند و ترکیب اصلی تیم ملی بانوان را تشکیل دهند ان وقت لا پوشونی ها یک توجیهی پیدا می کند.

تصورش را بکنید دروازبان سبزه ای  را که پشت لبش هم  سبز شده و روسری سفید سر کرده و از چارچوب دروازه با صدای کلفت وفریاد می زند:              

حمید  (ای وای خاک بر سرم )مریم جون  حواست به گوش چپ باشه عزیزم .


پی نوشت یک:این پست را برای یکی از همکاران خواندم خندید و گفت این را هم در ادامه اش بنویس:یه روز علی دایی روسری سر می کنه میره نونوایی یه زن توپول جلوش وایستاده بود به زنه میگه ببخشید خانم صف چند تاییه؟زنه اروم میگه صداشو در نیار علی منم رضا زاده!

پی نوشت دو:اگر شما هم مثل من د بیر صفحه اجتماعی یک هفته نامه بودید و سرهر سه شنبه ملزم به تحویل یک گزارش اجتماعی  دیگر وقت اپ کردن وبلاگ نداشتید .از تمام دوستانی که به میس طلبه لطف دارند ممنونم.

+نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت16:21 توسط میس طلبه |
روزی خوری ممنوع!

کیهان :نیروی انتظامی با روزه خوران علنی بر خورد قانونی می کند.

                                        #      #      #

خارجی ،یکی از خیابان های اصلی شهر،بعد از ظهر

دخترکی بستنی کارنیتای وانیلی بزرگی را با احتیاط لیس می زند تا تلاش طاقت فرسای جلوی ایینه اش بر باد نرود .ناگهان صدای اژیر ماشین پلیس نگاه های را بر می گرداند .راننده یک دور پلیسی خفن می زند جلوی پای دخترک می ایستد و با یک حرکت اکروباتیک  دختر را شوت می کند روی صندلی ماشین و گازش را می گیرد و می رود.

                                              #     #     #

خارجی ،بازار روز،مغازه میوه فروشی

مغازه دار خوشه انگور را تا ته حلقش فرو می برد و اب لمبویش می کند .با پشت استینش لب و لوچه اش را پاک می کند و با کمال وقاحت فریاد می زند :انگوره، شهده ،عسله ،مخصوص سفره افطار ،بخور و ببر .باز هم صدای اژیر ماشین پلیس و یک پس گردنی توپ و پایین کشیدن کرکره مغازه.

                                       #     #       #

باز هم خارجی ،یکی از محله های پایین شهر

جوانی تکیده با سر و وضعی اشفته و لباسی مندرس سر کوچه در حال سیگار کشیدن است .باز هم همان ماشین پلیس اژیر کشان می اید و با یک ترمز از نوع پلیسی لاستیک هایش روی زمین کشیده می شود.پلیس ها جوان معتاد را کشان کشان به سمت ماشین می برند . جوان فریاد می زند:نژن نژن داداش ما که جنگ نکرده شهیدیم ژون تو!

                                   #              #         #

احساساتتان جریحه دار شد؟هیچ اشکالی ندارد عوضش سال دیگه هیچ کس جرات روزه خواری درملاعام و ندارد .

از بابت خلوت شدن خیابان های شهر هم نگران نباشید همگی بعد از ماه رمضان با یک تعهد ازاد می شوند.

+نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت2:56 توسط میس طلبه |
توپولوف های توپولی!!

شرکت هواپیمایی توپولوف به دلیل زیان دهی در سال 2002 اعلام ور شکستگی کرد ودر 5 شرکت هواپیمایی ادغام شد.

توپولف توپول موپول ما از نظر فنی در دنیا تحریم شده و مجوز پرواز بین المللی به اتحادیه اروپا و امریکا را ندارد .

ده درصد از حوادث هوایی مربوط به ایران  زیر سر همین توپول موپول دسته گل  بوده.

همین توپولفی که از توپولی در قزوین ما ترکید چهارمین  هواپیمای توپولوفی بود که در سال های اخیر در ایران سقوط کرده .

فکر کردید روس ها برای چه اسم ابو طیاریشان را توپولوف گذاشتند؟

توپولوف انها اشتهای عجیبی  برای خوردن گوشت انسان دارد.انقدر می خورد که از فرط توپولی همان جا توی اسمان می ترکدو خلاص!

در اینجاست که شاعر می فرماید :اگه جگر شیر داری سفر عشقت و با توپولوف برو ببینم!

+نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت2:18 توسط میس طلبه |
کمک!
این روزها که در شهر قدم می زنم با تمام وجود پی به زیبایی  این حدیث مولا می برم که هیچ نعمتی مانند صحت و امنیت نیست .

این روزها در شهر ما خبرهایی است .خبرهایی از نوع رعب اور و البته کمی تا قسمتی دهشت ناک.

خبرهایی که چادری ها به خاطر چادرشان به وحشت انداخته و مانتویی ها را به خاطر بد حجابیشان ترسانده.این روزها در شهر ما خبرهایی است .چادری ها در سر کردن چادر مرددند و مانتویی ها در پوشیدن مانتو های تنگ دچار تردید شده اند.

این روزها در شهر ما وحشت را می توان از چشمان همه خواند.

پیرزن ها ،میان سالها ،دخترها .خلاصه هر که در شهر ما زن است این روزها جرات بیرون رفتن از خانه را ندارد.

کار اژانس ها کساد شده .تاکسی ها ساعت ها به انتظار مسافر می ایستند .بازار خلوت شده و چهره شهر دیگر کمتر رنگ زندگی و نشاط دارد.

انها با شعار ما هستیم امده اند و همین حضور خوف اورشان باعث شده که همه میدان را خالی کنند.

امارها متناقض است .بعضی ها می گویند چهار نفر ،عده ای می گویند هشت نفر ،پریروز از کسی شنیدم دوازده نفر و امروز می گفتند بیست و چهار نفر .

امار ته دل ادم را خالی می کند.

تا یک هفته پیش قربانی ها پیر زن ها بودند ،دو روز بعد میان سال ها اضافه شدند وبعد از ان دهان به دهان چرخید که هدف چادری های محجبه هستند(این جا ما کمی ترسیدیم)حالا می گویند دخترهای ماتنویی بد حجاب مورد هدفند.

خلاصه قمر در عقربی است که نگو و نپرس.

بازار شایعات داغ است .این که چند نفر را گروه ما هستیم کشته اند و چند نفر را شایعات مردم کسی چیزی نمی داند .اما واقیعت این است که تا کنون چند زن بی گناه ازجمله یک مادر شهید در شهر ما کشته شده اند و وحشت زندگی مردم را مختل کرده .

راستش این پست را نوشتم که از قول تمام زنان قزوینی بگویم ما می ترسیم کسی نیست به داد ما برسد؟
+نوشته شده در سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت0:29 توسط میس طلبه |
یک سوال از احمدی نژاد!
چه کسی می دانست دور دوم سفرهای استانی احمدی نژاد دامن ما راهم بگیرد .مایی که همیشه خارج از گودو از میان جعبه جادو خبرهایش را دنبال می کردیم.

دبیر تحریریه مهربان ما لبخند زنان خبر امدن احمدی نژاد را می دهد و قرار می شود برای جلسه بعدی که زیاد هم دیر نیست با یک بغل سوژه برویم .

به قول همان مادر بزرگی که ذکر خیرش زیاد در وبلاگ می شود توی هر سری یه فکری هست .اگر شما جای نویسنده صفحه اجتماعی یک نشریه استانی پر مخاطب بودید کدام یک از جنبه های سفرهای رییس جمهور را مورد بررسی قرار می دادید؟

یا نه اصلا شما به عنوان یک شهروند معمولی اگر احمدی نژاد را در یکی از سفرهای استانیش می دید اولین سوالی که از او می پرسیدید چه بود؟

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.

+نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت14:5 توسط میس طلبه |
رانندگی به سبک عربی!
ایران یک روز کسل کننده بهاری!

بی حوصله و کلافه ای .در و دیوار خانه مثل میله های قفس وجود را می فشارد .

سويچ ماشین را بر می داری تا با پیچ و تاب خوردن در کوچه ها و خیابان های شهر کمی انرژی در وجودت تزریق کنی .ارام با با احتیاط تقاطع ها را رد می کنی.دنده دو یا سه، سرعت سی تا چهل .راننده های مرد پشت سرت بوق می زنند و دست توی هوا تکان می دهند برایت خط و نشان  می کشند .اما تو لبخند ملیح می زنی و با ارامش راهت را ادامه می دهی .

اقای پلیس همه را چپ چپ نگاه می کند الا راننده های زن را .چون خودش خوب می داند که زن ها راننده های محتاطی هستند.به قول سردار رویانیان خانم ها راننده های حادثه افرین نیستند و به قول مادر بزرگ من زن ها مالشان به جانشان بند است برای همین است که خوب رانندگی می کنند.

                                                            *          *         *

عربستان یک روز گرم و سوزان تابستانی .

بیشتر اوقات توی خانه محبوس است .دلش می خواهد توی خیابان های مکه قدم بزند ،دنیا را بدون نقاب ببیند .دلش لک زده برای رانندگی توی خیابانهای عریض طویل مکه دلش می خواهد برای یک بار هم که شده خودش مسیر خانه تا مسجد الحرام را رانندگی کند و به صف نماز جماعت برسد..یک روز دل به دریا می زند و سويچ را بر می دارد و سوار انومبیل لکسوس مدل دیفرانسیالی شوهر شکم گنده اش می شودو مثل پرنده ای که از قفس پرده باشد توی خیابان گاز می دهد. مردهای عرب با دشداشه های  حریر و شکم های برامدیشان  از داخل ماشین ها و کنار خیابان با تعجب نگاهش می کنند و با انگشت نشانش می دهند و او سرمست از ازادیش توی خیابان گاز می دهد که ناگهان چراغ گردان ماشین پلیس دنیا ی رنگیش را سیاه میکند .حالا باید فرار را بر قرار ترجیح دهد . مثل سارقان حرفه ای بانک گاز می دهد تا از دست پلیس بگریزد که ناغافل ماشینی از فرعی خیابانی بیرون می اید و ترمزو صدای کشیده شدن لاستیک و پلیس های  عصبانی عرب!!

                                                  *              *             *

پی نوشت:

نهاد مذهبی که پر قدرت ترین مرجع تصمیم گیری در عربستان است با تکیه بر گزارش تصادفات زنان در عربستان  منع شدن زنان از رانندگی را تصمیمی موجه می داند.

 

+نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت10:2 توسط میس طلبه |
ضعیفه های سبیل کلفت!!

غذای من شوره ؟وقتی مهریمو گذاشتم اجرا اون وقت می فهمی یه من ماست چقدر کره می ده؟

پول نمی دی اون پالتو صد هزار تومنی  رو بخرم ؟وقتی انداختمت کنج زندون حساب کار دستت می یاد.

                  #        #       #

در روزگاری نه چندان دور نسوان قوم پارس برای احقاق حقوق حقه خود دست به دامان صداق می شدند و چشم از کاسه مبارک رجال در می اورند و احدی را توان دم بر اوردن نبود.

اما رجال این ظلم را تاب نیاوردندوضحاک کش بیرق کاوه بر دوش انداختند و فریاد همی زدند که صداق را که گفته عند المطالبه باشد که باید عند الاستطاعه گردد تا این ضحاک صفتان برای کوچکترین متاع خوار دنیوی مغزمان را نخورند و روزگاررا به کاممان زهر هلاهل ننمایند.

اگر فریاد دادخواهی رجال به خانه برسد، جماعت نسوان برای استمرار سلطه خویش باید تدبیری دیگر بیندیشند.

اخر رجال نحیف اخر الزمانی را چه به پرداخت کیسه کیسه سکه زر ان هم به صورت عند المطالبه؟؟

وضعیفه ها را(هرچند سبیل کلفت) چه توان مقابله با این فریدون صفتان؟؟

+نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن1387ساعت22:12 توسط میس طلبه |
ماجرا های شنگول و منگول

دیده اید کسی را که از پای منقل بلند می شود و. کیفور است و بعضی ها می گویند شنگول است ؟

دیده اید کسی را که در قرعه کشی بانک چیزی برنده شده و ذوق زده است بعضی ها می گویند شنگول است ؟

دیده اید کسی را که صبح از دنده راست بلند شده و سر حال است و عده ای می گویند شنگول است؟

دیده اید کسی را که در کنکور با رتبه  افتضاح در یک دانشگاه خوب قبول شده و بشکن می زند و بعضی ها می گویند شنگول است ؟

دیده اید جوانکی را که با دوست مونث محترمه اش قرار ملاقات دارد و سر از پا نمی شناسد و عده ای می گویند شنگول است؟ البته این شنگول با بقیه شنگول ها یک تفاوت اساسی دارد که ان هم وجود یک منگول است .اشتباه نکنید این شنگول و منگول بچه های بز بز قندی نیستند .

شاید با هم خواهر برادر باشند اما  تنی نیستند بلکه از نوع خواهرو  برادر های دینی به حساب می ایند .

چرا گیر می دهید بگذارید خلایق راحت باشند خواهر و برادر ،خواهر و برادر است دیگر. می خواهد  تنی باشد، نا تنی باشد ، دینی باشد، رضاعی باشد .

مهم این است که شنگول و منگول های قصه ما خواهر و برادر باشند.

+نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت18:33 توسط میس طلبه |
شو هرانتان را کتک بزنید!!

همه حق دفاع از خود را دارند.با این جمله که مشکلی ندارید؟

زن ها هم شامل همه می شوند .با این جمله هم که موافقید؟حالا اگر زنی با خشونت و ضرب و شتم همسرش مواجه شد چه باید بکند؟

سکوت کند و اشک بریزد؟

دست هایش را حایل کند تا ضربه مشت و لگد ها را بگیرد؟

جیغ بکشد و هفت همسایه را خبر کند؟

یا مقابله به مثل کند و موشک را با موشک جواب بدهد ؟

چرا لبخند می زنید ؟این را من نمی گویم رییس شورای فتوای مصر در دانشگاه الازهر مصر گفته. اقای شیخ عبد الحمید الاطرش با قاطعیت اعلام کرده کتک زدن شوهر برای دفاع از خود حق مسلم هر زن است .به اعتقاد این روحانی برجسته مصر هر فرد بدون توجه به جنسیتش حق دفاع از خود را دارد.

حالا کجایش را دیدید گولن نویسنده معروف ترکیه ای یک قدم جلو تر گذاشته و گفته هر زنی که مورد خشونت از جانب همسرش قرار گرفت در برابر هر ضربه می تواند دو ضربه وارد کند.

حالا با اجازه شما من هم یک قدم جلوتر می گذارم و می گویم :

از ان جایی که پیشگیری بهتر از درمان است ، قبل از اینکه همسر محترم دست روی شما بلند کند انچنان چک اب داری نثارش کنید که  یادش برود کتک را با کدام ک می نویسند .

این طور بهتر نیست؟؟؟؟؟؟؟

 

پی نوشت :برای پیشگیری از خشونت های خانوادگی راه حل دیگری دارید با گوش جان می شنویم.

+نوشته شده در یکشنبه 10 آذر1387ساعت23:42 توسط میس طلبه |
تلنگری برای بیداری
ادامه‌ی مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت15:21 توسط میس طلبه |