این روزها در شهر ما خبرهایی است .خبرهایی از نوع رعب اور و البته کمی تا قسمتی دهشت ناک.
خبرهایی که چادری ها به خاطر چادرشان به وحشت انداخته و مانتویی ها را به خاطر بد حجابیشان ترسانده.این روزها در شهر ما خبرهایی است .چادری ها در سر کردن چادر مرددند و مانتویی ها در پوشیدن مانتو های تنگ دچار تردید شده اند.
این روزها در شهر ما وحشت را می توان از چشمان همه خواند.
پیرزن ها ،میان سالها ،دخترها .خلاصه هر که در شهر ما زن است این روزها جرات بیرون رفتن از خانه را ندارد.
کار اژانس ها کساد شده .تاکسی ها ساعت ها به انتظار مسافر می ایستند .بازار خلوت شده و چهره شهر دیگر کمتر رنگ زندگی و نشاط دارد.
انها با شعار ما هستیم امده اند و همین حضور خوف اورشان باعث شده که همه میدان را خالی کنند.
امارها متناقض است .بعضی ها می گویند چهار نفر ،عده ای می گویند هشت نفر ،پریروز از کسی شنیدم دوازده نفر و امروز می گفتند بیست و چهار نفر .
امار ته دل ادم را خالی می کند.
تا یک هفته پیش قربانی ها پیر زن ها بودند ،دو روز بعد میان سال ها اضافه شدند وبعد از ان دهان به دهان چرخید که هدف چادری های محجبه هستند(این جا ما کمی ترسیدیم)حالا می گویند دخترهای ماتنویی بد حجاب مورد هدفند.
خلاصه قمر در عقربی است که نگو و نپرس.
بازار شایعات داغ است .این که چند نفر را گروه ما هستیم کشته اند و چند نفر را شایعات مردم کسی چیزی نمی داند .اما واقیعت این است که تا کنون چند زن بی گناه ازجمله یک مادر شهید در شهر ما کشته شده اند و وحشت زندگی مردم را مختل کرده .
راستش این پست را نوشتم که از قول تمام زنان قزوینی بگویم ما می ترسیم کسی نیست به داد ما برسد؟دبیر تحریریه مهربان ما لبخند زنان خبر امدن احمدی نژاد را می دهد و قرار می شود برای جلسه بعدی که زیاد هم دیر نیست با یک بغل سوژه برویم .
به قول همان مادر بزرگی که ذکر خیرش زیاد در وبلاگ می شود توی هر سری یه فکری هست .اگر شما جای نویسنده صفحه اجتماعی یک نشریه استانی پر مخاطب بودید کدام یک از جنبه های سفرهای رییس جمهور را مورد بررسی قرار می دادید؟
یا نه اصلا شما به عنوان یک شهروند معمولی اگر احمدی نژاد را در یکی از سفرهای استانیش می دید اولین سوالی که از او می پرسیدید چه بود؟
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
بی حوصله و کلافه ای .در و دیوار خانه مثل میله های قفس وجود را می فشارد .
سويچ ماشین را بر می داری تا با پیچ و تاب خوردن در کوچه ها و خیابان های شهر کمی انرژی در وجودت تزریق کنی .ارام با با احتیاط تقاطع ها را رد می کنی.دنده دو یا سه، سرعت سی تا چهل .راننده های مرد پشت سرت بوق می زنند و دست توی هوا تکان می دهند برایت خط و نشان می کشند .اما تو لبخند ملیح می زنی و با ارامش راهت را ادامه می دهی .
اقای پلیس همه را چپ چپ نگاه می کند الا راننده های زن را .چون خودش خوب می داند که زن ها راننده های محتاطی هستند.به قول سردار رویانیان خانم ها راننده های حادثه افرین نیستند و به قول مادر بزرگ من زن ها مالشان به جانشان بند است برای همین است که خوب رانندگی می کنند.
* * *
عربستان یک روز گرم و سوزان تابستانی .
بیشتر اوقات توی خانه محبوس است .دلش می خواهد توی خیابان های مکه قدم بزند ،دنیا را بدون نقاب ببیند .دلش لک زده برای رانندگی توی خیابانهای عریض طویل مکه دلش می خواهد برای یک بار هم که شده خودش مسیر خانه تا مسجد الحرام را رانندگی کند و به صف نماز جماعت برسد..یک روز دل به دریا می زند و سويچ را بر می دارد و سوار انومبیل لکسوس مدل دیفرانسیالی شوهر شکم گنده اش می شودو مثل پرنده ای که از قفس پرده باشد توی خیابان گاز می دهد. مردهای عرب با دشداشه های حریر و شکم های برامدیشان از داخل ماشین ها و کنار خیابان با تعجب نگاهش می کنند و با انگشت نشانش می دهند و او سرمست از ازادیش توی خیابان گاز می دهد که ناگهان چراغ گردان ماشین پلیس دنیا ی رنگیش را سیاه میکند .حالا باید فرار را بر قرار ترجیح دهد . مثل سارقان حرفه ای بانک گاز می دهد تا از دست پلیس بگریزد که ناغافل ماشینی از فرعی خیابانی بیرون می اید و ترمزو صدای کشیده شدن لاستیک و پلیس های عصبانی عرب!!
* * *
پی نوشت:
نهاد مذهبی که پر قدرت ترین مرجع تصمیم گیری در عربستان است با تکیه بر گزارش تصادفات زنان در عربستان منع شدن زنان از رانندگی را تصمیمی موجه می داند.
غذای من شوره ؟وقتی مهریمو گذاشتم اجرا اون وقت می فهمی یه من ماست چقدر کره می ده؟
پول نمی دی اون پالتو صد هزار تومنی رو بخرم ؟وقتی انداختمت کنج زندون حساب کار دستت می یاد.
# # #
در روزگاری نه چندان دور نسوان قوم پارس برای احقاق حقوق حقه خود دست به دامان صداق می شدند و چشم از کاسه مبارک رجال در می اورند و احدی را توان دم بر اوردن نبود.
اما رجال این ظلم را تاب نیاوردندوضحاک کش بیرق کاوه بر دوش انداختند و فریاد همی زدند که صداق را که گفته عند المطالبه باشد که باید عند الاستطاعه گردد تا این ضحاک صفتان برای کوچکترین متاع خوار دنیوی مغزمان را نخورند و روزگاررا به کاممان زهر هلاهل ننمایند.
اگر فریاد دادخواهی رجال به خانه برسد، جماعت نسوان برای استمرار سلطه خویش باید تدبیری دیگر بیندیشند.
اخر رجال نحیف اخر الزمانی را چه به پرداخت کیسه کیسه سکه زر ان هم به صورت عند المطالبه؟؟
وضعیفه ها را(هرچند سبیل کلفت) چه توان مقابله با این فریدون صفتان؟؟
دیده اید کسی را که از پای منقل بلند می شود و. کیفور است و بعضی ها می گویند شنگول است ؟
دیده اید کسی را که در قرعه کشی بانک چیزی برنده شده و ذوق زده است بعضی ها می گویند شنگول است ؟
دیده اید کسی را که صبح از دنده راست بلند شده و سر حال است و عده ای می گویند شنگول است؟
دیده اید کسی را که در کنکور با رتبه افتضاح در یک دانشگاه خوب قبول شده و بشکن می زند و بعضی ها می گویند شنگول است ؟
دیده اید جوانکی را که با دوست مونث محترمه اش قرار ملاقات دارد و سر از پا نمی شناسد و عده ای می گویند شنگول است؟ البته این شنگول با بقیه شنگول ها یک تفاوت اساسی دارد که ان هم وجود یک منگول است .اشتباه نکنید این شنگول و منگول بچه های بز بز قندی نیستند .
شاید با هم خواهر برادر باشند اما تنی نیستند بلکه از نوع خواهرو برادر های دینی به حساب می ایند .
چرا گیر می دهید بگذارید خلایق راحت باشند خواهر و برادر ،خواهر و برادر است دیگر. می خواهد تنی باشد، نا تنی باشد ، دینی باشد، رضاعی باشد .
مهم این است که شنگول و منگول های قصه ما خواهر و برادر باشند.
همه حق دفاع از خود را دارند.با این جمله که مشکلی ندارید؟
زن ها هم شامل همه می شوند .با این جمله هم که موافقید؟حالا اگر زنی با خشونت و ضرب و شتم همسرش مواجه شد چه باید بکند؟
سکوت کند و اشک بریزد؟
دست هایش را حایل کند تا ضربه مشت و لگد ها را بگیرد؟
جیغ بکشد و هفت همسایه را خبر کند؟
یا مقابله به مثل کند و موشک را با موشک جواب بدهد ؟
چرا لبخند می زنید ؟این را من نمی گویم رییس شورای فتوای مصر در دانشگاه الازهر مصر گفته. اقای شیخ عبد الحمید الاطرش با قاطعیت اعلام کرده کتک زدن شوهر برای دفاع از خود حق مسلم هر زن است .به اعتقاد این روحانی برجسته مصر هر فرد بدون توجه به جنسیتش حق دفاع از خود را دارد.
حالا کجایش را دیدید گولن نویسنده معروف ترکیه ای یک قدم جلو تر گذاشته و گفته هر زنی که مورد خشونت از جانب همسرش قرار گرفت در برابر هر ضربه می تواند دو ضربه وارد کند.
حالا با اجازه شما من هم یک قدم جلوتر می گذارم و می گویم :
از ان جایی که پیشگیری بهتر از درمان است ، قبل از اینکه همسر محترم دست روی شما بلند کند انچنان چک اب داری نثارش کنید که یادش برود کتک را با کدام ک می نویسند .
این طور بهتر نیست؟؟؟؟؟؟؟
پی نوشت :برای پیشگیری از خشونت های خانوادگی راه حل دیگری دارید با گوش جان می شنویم.
می گویند اگر می خواهید زندگی زنا شویی موفقی داشته باشید سعی کنید کوتاه بیایید.می گویند اگر می خواهید روابط دوستانه پایداری داشته باشید تمام تلاشتان را برای کوتاه امدن به کار ببندید.می گویند اگر می خواهید تعامل اجتماعی مسالمت امیزی داشته باشید باز هم سعی کنید که کوتاه بیایید.خلاصه کوتاه امدن از ان اصل هایی است که همه جا کاربرد دارد و بیشتر اوقات باعث ارامش و سهولت کار می شود.
خدا رفتگانتان را بیامرزد .مادربزرگی داشتم که همیشه می گفت زن باید در زندگی کوتاه بیاید . به خاطر همین است که خدا روحیه زن را لطیف ومنعطف افریده .
اگربا خودتان فکر کنید که کوتاه امدن در مرام زنان این دوره و زمانه نیست با صراحت تمام باید بگویم که سخت در اشتباهید.اتفاقا کوتاه امدن از ان اصولی است که امروزه به نحو شایسته ای از سوی زنان مورد اقبال قرار گرفته .مانتوی کوتاه،شلوار کوتا ه،روسری کوتا ه،جوراب ساق کوتا ه،استین کوتا ه،بند کیف کوتا ه
زمستان که بیاید پالتوی کوتاه ،کت کوتاه .حتی تازگی ها ابروی دم کوتاه.
حالا بنشینید پشت سر زنان اخر الزمانی بخت برگشته صفحه بگذارید که این جماعت اهل کوتاه امدن نیستند .
باور کنید که دیگر جایی برای کوتاه امدن باقی نمانده.انصاف بدهید لطفا.
خدا حافظ سحرهایی که یادمان رفت ساعت را کوک کنیم و خواب ماندیم.
خداحافظ سحرهایی که غذا را نوش جان کردیم و بعد فهمیدیم ده دقیقه است که اذان گفته.
خداحافظ روزهایی که افطار دعوت بودیم و از اول صبح ذوق می کردیم.
خداحافظ افطارهایی که مهمان داشتیم و تا خود اذان مغرب جان کندیم.
خدا حافظ روزهایی که از فرط تشنگی به مرز دیوانگی رسیدیم.
خداحافظ روزهایی که از شدت گرسنگی به حال غش و ضعف افتادیم.
خداحافظ فشارهای افتاده و چشم های گود رفته.
خدا حافظ لباس های گشاد شده ورژیم های تکرار نشدنی.
خداحافظ اش دوغ خالجون و اش رشته مامان.
خدا حافظ التماس دعاهای میس کالی سحر و افطار.
خداحافظ چرت های وسط جوشن کبیر.
خداحافظ تاکسی های صلواتی شب های قدر و دم افطار.
خداحافظ خواب های تا یازده صبح.
خداحافظ قیلوله های تا پنج بعد از ظهر.
خداحافظ زولبیا بامیه.
خداحافظ رمضان.دلمان برایت تنگ می شود .کسی چه می داند شاید دیگر ندیدیمت .
زمستان رفت ،خدا قوت رو سفیدان رمضان.
_ببخشید چرا روزه نمی گیرید ؟
_والا من سال 61 معدم خونریزی کرد از اون به بعد دیگه روزه نگرفتم .راستش عادت ندارم.
_تو چرا روزه نمی گیری؟
_اخه من یازده سالم بیشتر نیست .مامانم گفته اگه روزه بگیری جونت در می یاد.
_نماز روزه هاتون قبول.
_ممنون ولی من روزه نمی گیرم .
_چرا؟
_اخه دکترا می گن سه ماه قبل از بارداری باید امادگی جسمانی ایجاد کرد.منم دارم اون امادگی رو ایجاد می کنم.روزه بگیرم ممکنه ضعیف بشم یه بلایی سر بچه بیاد.
_عذر می خوام روزه خوری تو ملإ عام؟
_تو هم اگه مثل من از خروس خون تا بوق سگ می رفتی سر کار دیگه مثل طلبکارا نمی پرسیدی روزه خوری تو ملأ عام؟
تو دیگه چرا روزتو می خوری؟
_روزه بگیرم چی جوری برم باشگاه برا تمرین؟.مربیمون روزی چهار ساعت مارو می دِونه.روزه بگیرم که از تشنگی خفه می شم.
_تو هم روزتو می خوری ؟
_برو بابا نماز نخوندیم چی شد؟روزه هم نمی گیریم مطمين باش اتفاقی نمی یوفته.
_وای عجب هوای گرمیه حالا پنج ساعت مونده تا افطار.
_راست می گی روزه گرفتن تواین هوا کار حضرت فیله .من که خیالم راحته.
_چطور؟
_اخه بچه شیر میدم .پسرم دو سالش تموم شده ولی چون می گن مستحبه پسر بچه تا دو سال و دو ماه شیر بخوره هنوز از شیر نگرفتمش .ایشاالله بعد ماه رمضون دو سال و دو ماهش تموم می شه.
_نمی دونم مامانم ناهار چی درست کرده؟
_ناهار؟؟؟
_اره .اخه من ماه رمضون روزه هامو می خورم بعد زمستون قضاشو می گیرم.هم روزا کوتاه تره گرسنم نمی شه هم هوا خنکه تشنم نمی شه.
_تو که دیگه روزه می گیری؟
_من؟راستش یکی دو روز اول گرفتم فشارم افتاد ،دیدم تواناییشو ندارم .سخت نگیر خدا که به روزه های ما نیازی نداره!!!
خدا انسان را افرید،
وانسان توجیه را!!!!!!!!!
